43 بردباري‌، 44 ميانه‌روي‌، 45 حكومت كليسا، 46 حكومت امپراتور، 47 ـ 48 مملكت‌ها، شهرها و قلعه‌ها، 49 اداره‌ٴ خويشتن و خانواده‌، 50 عشق و نفرت‌، 51 ـ 52 شرايط زيبايي انسان‌، 53 خودداري از نفرت غيرلازم‌، 54 اختيار، 55 ـ 59 شرح اخلاقي بر كمدي الاهي‌، 60 نتيجه‌گيري‌.

فرانچسكو پترارك (1304 ـ 1374)

فرانچسكو پترارك از بزرگ‌ترين شاعران اروپا به زبان محلي و هم‌چنين به لاتيني‌، از پديدآورندگان‌ زبان‌، فرهنگ و وحدت ايتاليا. از پيش‌گامان واكنش انسان‌گرايي در برابر گرايش به اصول سده‌هاي‌ ميانه و به‌همان ترتيب از بنيان‌گذاران فرهنگ جديد و به‌طور غيرمستقيم دانش جديد.
مندرجات‌: 1) زندگي‌. 2) منش‌. 3) پترارك اديب‌. 4) آثار پترارك‌. 5) انسان‌گرايي مسيحي او. 6) گرايش او به علم‌. 7) عقايد جغرافيايي او. 8) عقايد سياسي او. 9) تأثير او.
1. زندگي‌
. فرانچسكو پترارك از يك خانواده‌ٴ كهن فلورانسي بود، ولي پدرش سِـر پتراكوي‌ دفتردار (صورتي از پي‌يترو) پسر پارِنتسو در همان روز 27 ژانويه‌ٴ 1302 مانند دانته به دلايل‌ سياسي از فلورانس تبعيد شد. سر پتراكو در شهر گيبليني آرتسو مستقر شد. فرانچسكو دوشنبه‌20 ژوئيه‌ٴ سال 1304 در آن شهر به دنيا آمد (بعدها نام خود را از فرانچسكو دي پتراكو به‌ فرانچسكو پترارك تغيير داد). ذكر سرگرداني‌هاي خانواده‌اش و خودش به‌درازا مي‌كشد؛ كافي‌ است ((منزلگاه‌ها))ي عمده را ذكر كنيم‌. خانواده در سال 1313 عازم آوينيون شد، از سال 1315 تا 1318 پترارك در مدرسه‌ٴ كارپانترا (در نزديكي آوينيون‌) تحصيل كرد و در آنجا كُنْـوِنه‌وُله دا پِراتو معلمش بود؛ سپس چهار سال در مونپليه و سه سال ديگر در بولونيا به تحصيل حقوق پرداخت‌.
او در 6 آوريل 1327 براي اول‌بار در كليساي سانتاكلارا در آوينيون ((لُورا)) را ديد. او زني بود كه منبع الهام اصلي پترارك شد. هيچ اطلاع مشخصي درباره‌ٴ او در دست نيست‌. احتمالاً زني‌ شوهردار بود و در 6 آوريل 1348 درگذشت (از طاعون‌؟). پترارك منصب روحاني گرفت‌، ولي‌ هرگز كشيش نشد. او دو فرزند نامشروع داشت كه احتمالاً از يك مادر ناشناس (جز لورا) متولد شده بودند؛ پسري به‌نام جوواني (1337ـ1361) و دختري به‌نام فرانچسكا (1343ـ1384) كه‌ در ميلان ازدواج كرد و صاحب دو فرزند شد.
نخستين سفر طولاني پترارك در سال 1333 آغاز شد و او از پاريس‌، گنت‌، لي‌يژ، آخن و كلن‌ ديدار كرد. در پايان سال 1336 از مارسي با كشتي روانه‌ٴ نخستين ديدارش از رم شد. در سال‌1337به خلوت ووكلوز بر ساحل سورگ (25 كيلومتري آوينيون‌) پناه برد، بيشتر آثارش را در آنجا نوشت و تا سال 1353 خلوتگاه محبوبش بود. در فوريه‌ٴ 1341 براي ديدن روبرآنژويي به‌ ناپل رفت (روبر در آن هنگام كنت پرونس و حاكم آوينيون بود، از اين‌رو حاكم پترارك نيز شمرده‌